تولد ده سالگی کشکو

سلام سال نو مبارک ده سال از عمر وبلاگ کشکو میگذره، چی دیدم این مدت چیکار کردم، سالی یک جفت کفش دو تا شلوار سه تا پیراهن شلوندم یعنی فرسوده کردم چنتا خیابون آسفالت شد تو کشکو، مزارسونی که میرم قبرای بیشتری میشناسم، کتاب نمیخونم دیگه ورزش هم نمیکنم ، دیگه بازی با طبیعت تکراری شده برام با درختای پسته حال نمیکنم، سرما بزنه ،گرما بزنه ،شیره بگیره و این اصطلاحات دیگه دوست ندارم، میگم دوست ندارم چون سالها دوست داشم که نگرانی زندگیم اینا بودن ، هوا سرد میشد شبهای بهار میترسیدم که نکنه سرما بزنه پسته ها رو ولی تهش لذت میبردم از اینکه با طبیعت میجنگیدم ،آتیش روشن میکردم دود میدام شبا درختارو، با اینکه همیشه از طبیعت شکست میخوردم و لی دوست داشتم الان دوست ندارم ، جنگیدن دیگه نمیخام ، گشنمه ، نمیگم خسته ام چون اصلا خوشم نمیاد از این واژه من هیچوقت خسته نمیشم از چیزی روحم گشنشه دروغ نمیخام، میرم سم میخرم میپاشم ،تقلبی از کار درومد سمش ،از بین رفتت درختام، نارحت شدم ولی کم، ناراحت شدم از دروغش از تقلبش خیلی زیاد، از اینکه کی دلش اومده سم تقلبی درس کنه به گیاه زده بشه ، حسم میگه دورو برم تقلب زیاده، از شب پای تلویزیون ، صبح تو شهر تا ظهر تو باغ ، عجب عمر مفیدی داشتم من ، به دلم افتاد بنویسم عجب عمر مفیدی داشتیم ما ، ولی بازم دلم نیومد گفتم شاید من این روزا توی مود شاکی شدنم واقعیت اینجوری نباشه،

/ 6 نظر / 18 بازدید

چه لطيف

روح الله

سلام من لینکت کردم دوست دارم شماهم اینکارو بکنید وآغازی بشوید برای همکاری.... آدم بافهم و شعوری معلوم میشوید ... خوشحال شدم

شما سالي يه بار عيد تا عيد ياد وبلاگتون مي افتيد يا ياد تبريك گفتن عيد

میلاد

تا فروردین 93 بای

نمیگم چون تو نگفتی

سلام جالب بود.حال کردم مطلب کم بود اما پرمعنا بود چون منم حیرون همین پسته و ردختاشم

یه نفر

همشهری خوبی