کارون با باران آمد

باران آمد

باران با باد آمد

کارون با باران آمد

شعر نو نگفتما.اين گزارشی بود از آنچه در دو روز گذشته در کشکو اتفاق افتاد.اول باد اومد-خوشحال شديم چون برگ درختايی که مقاومت ميکردن و نميريختن ريخت و کلی آفتُ از بين ميبره باد.

بعدش بارون اومد-خوشحال تر شديم چون ....اين ديگه معلومه برا چی.

بعد از بارون يه تابلو نصب شد در اول کشکوئيه (به سمت علی آباد سادات) که روی اون نوشته طرح نقشه برداری آب کارون .اول از همه اومدم خيلی خوشحال بشم ولی دوباره يادم اومد انتخابات نزديکه گفتم شايد تبليغه بعد يادم اومد از شيخ حسين هاشميان گفتم پشتکار داره ميشه پس خوشحال شدم . ما کشاورزا دو جور خون داريم که هر کدومش نباشه ادامه زندگی ممکن نيست برامون . خون قرمز و آب.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید